تبليغاتX
!...لطفاً چترا بسته

!...لطفاً چترا بسته

...تو همونی که نگاهت، داره بارون هزار ابر

 

 

...wherevver you go, whatever you do,I will be right here waiting for you

                                                       

دوست داشتم این بار که سرم را بلند میکردم...درست در همان نقطه ای که همیشه تصورش را میکنم، ببینمش....

ناباورانه ببینم که نزدیک میشود...ببینم جلو میروم...میدوم...ببینم که دستهایش دورم حلقه میشود و اشکهایم سرازیر...

دوست داشتم این بار که کلی حرف میماند در دلم، این بار که میگردم تمام کوچه ها را از پی اش، بیابمش...این بار که صدایش میزنم , نگاهم کند، خنده کند و من یقین کنم که اینجاست....همین جا...کنارم...

میگفت، قسم میخورد، که هر لحظه با من است..

به راستی حرف او شک نمیکنم عوضش می اندیشم به این که:

این چشم های منند که کم سویند هنوز...


پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 |
 

باران به قبیله اش دعوتم کرد
!و من پذیرفتم

حال از ابرها بارانی ترم و از
...برگ ها سبز تر
...چو باران بی مرزم

atefe_az_ghabileye_baroon@yahoo.com

 

 

RainyS

گودبای پارتی

! I own them All

تفسیرالسیلورستاین!

این نیز بگذرد...

گریه نکن وقتی تنهاشون میذاری...

"دل" نوشت!

امید ِ نو یا نو مید!

روابط عکس!

قوانین نانوشتنی!

 

Wet Under the Rain

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

آذر 1387

خرداد 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

 
 

Rainy FriendS

!سلام پرتقال

خودمونی تر از خودمونی

!عبور آستیگماتی

ایزد بانوی گورستان

خرمگس خرفت و غیره

‌وحشــــىــــىـــــی

رند تبریزی

تا طلوع خورشید

!سرو ِ سهی ِ فکوووور

حدیث آرزومندی

عرفان

عطر آویشن

نجوای شبانه

!بهترین روزها...اثر: هم اسم

ویولن سیاه

هر چیز خدا بخواهد

تنهایی بد دردیه

دلکده

(...دکتر(سرگرمی،عکس و

پای چپ

 

RSS 2.0