|
این نیز بگذرد...
|
|
|
تجربه کردی این حسو؟
که
: بشینی کنار زندگی...همین جور که تکیه دادی به پشتی بی خیالی...
نگاه کنی به جای خالی مشکلایی که ورداشتیشون از سر راه، فاتحه اشونو یه زمونی خوندی ٬بلند بلند......کلی خودتو تحویل بگیری و هر چی سایزشون بزگتر باشه، بیشتر به خودت ایول بگی...
بعد...
یه لحظه هم بیفتی یاد یادگاریایی که همین جاهای خالی، برات گذاشتن:...شکستن، درد، از دست دادن، ترسیدن، تهوع...
یه کم سنگدلانه اش این میشه: خب.. تو دعوا که حلوا خیرات نمیکنن!
اما واقعیتش اینه که : درد هست...
با کلی عوارض..
همیشه....
اون نفسی رو عشق است که بعد از پشت سر گذاشتن همه ی اینا، عمیق، میکشی...
××× تجربه اش کردم...جواب میده!
|
|
|
|
| |