|
گودبای پارتی
|
|
|
دفتر خاطراتم، مدت زیادیه که شده: این جا...
دفترخاطراتی که مث مدلای قفل دار کاغذیش یه جورایی حرفای خصوصی دلمو میریختم توش، که درست عین نمونه های کاغذی و جلد دارش، واسش سلیقه به خرج میدادم..واسه انتخاب تک تک جمله ها و کلمه هاش وقت میذاشتم...صفحه ی وبی که واسم میسر کرد داشته باشم: یه قبیله ی بی چتر و منم عاطفه از قبیله ی بارون..
تا اینکه ریش سفید قبیله به بارون مصنوعی متوسل شد...بارونی که چه
چتر داشته باشی چه نداشته باشی، خیست نمیکنه!
پس به این نتیجه رسید: تا ظهور ابرای بارون زای واقعی...قبیله رو تعطیل کنه....
The End
|
|
|
|
| |